25 Minutes Too Late
1. آموزش ساختارهای گرامری
🔹 ضمایر ملکی (Possessive Pronouns)
🔹 ضمایر ملکی برای نشان دادن مالکیت استفاده میشوند و جایگزین اسم + صفت ملکی میشوند.
|
صفت ملکی (قبل از اسم) |
ضمیر ملکی (جایگزین اسم) |
|---|---|
|
My book → Mine |
This book is mine. (این کتاب مال من است.) |
|
Your car → Yours |
Is this car yours? (این ماشین مال توست؟) |
|
His jacket → His |
That jacket is his. (آن ژاکت مال اوست.) |
✅ She looks so happy in her wedding dress.
(او در لباس عروسیاش خیلی خوشحال به نظر میرسد.) → Her یک صفت ملکی است که قبل از wedding dress آمده است.
✅ Though you travelled so far, boy I’m sorry you are twenty-five minutes too late.
(اگرچه خیلی دور سفر کردی، پسر، متأسفم که ۲۵ دقیقه دیر رسیدی.)
🔹 در این جمله، you are میتواند به you’re خلاصه شود، اما چون تأکید دارد، بهصورت کامل آمده است.
🔹 ساختار Find someone doing / See someone doing
🔹 وقتی از این ساختار استفاده میکنیم، یعنی شخصی را در حال انجام کاری دیدهایم.
✅ I find her standing in front of the church.
(او را دیدم که جلوی کلیسا ایستاده بود.)
🔹 Standing به این معنی است که وقتی گوینده او را پیدا کرد، او در همان لحظه ایستاده بود.
✅ I saw him running down the street.
(او را دیدم که در خیابان میدوید.)
💡 نکته:
🔹 اگر بعد از find یا see فعل بهصورت bare infinitive بیاید (یعنی بدون -ing)، به این معنی است که کل اتفاق را دیدیم:
✅ I saw him run away. (دیدم که او فرار کرد.) → کل اتفاق را دیدم.
✅ I saw him running. (دیدم که او داشت فرار میکرد.) → فقط قسمتی از اتفاق را دیدم.
🔹 Though / Although (اگرچه، با این که)
🔹 این دو کلمه معنی یکسانی دارند و هر دو برای بیان تضاد استفاده میشوند.
✅ Though you travelled so far, boy I’m sorry you are twenty-five minutes too late.
(اگرچه خیلی دور سفر کردی، پسر، متأسفم که ۲۵ دقیقه دیر رسیدی.)
✅ Although she was tired, she continued working.
(با اینکه خسته بود، به کار ادامه داد.)
💡 نکته:
🔹 Though در زبان محاورهای بیشتر از although استفاده میشود.
🔹 Too + Adjective (خیلی … که نمیتوان …)
🔹 این ساختار وقتی استفاده میشود که چیزی بیش از حد باشد و مانع انجام کاری شود.
✅ Twenty-five minutes too late.
(بیست و پنج دقیقه خیلی دیر.) → too late یعنی بیش از حد دیر که دیگر نمیتوان کاری کرد.
✅ It’s too hot to go outside.
(هوا بیش از حد گرم است که نمیتوان بیرون رفت.)
🔹 Wish (ای کاش)
🔹 Wish برای بیان حسرت و آرزوهای غیرممکن استفاده میشود.
✅ Wishing be back to the time when we were more than friends.
(آرزو میکنم که به زمانی برگردم که بیشتر از دوست بودیم.)
💡 نکته:
🔹 بعد از wish اگر بخواهیم درباره چیزی در گذشته حسرت بخوریم، از past perfect استفاده میکنیم:
✅ I wish I had arrived earlier. (ای کاش زودتر رسیده بودم.)
🔹 اگر بخواهیم درباره حال حسرت بخوریم، از simple past استفاده میکنیم:
✅ I wish I were there with you. (ای کاش من هم آنجا بودم.)
2. آموزش کلمات جدید و مترادفها
She is the girl and I really want to make her mine
I’m searching everywhere to find her again
To tell her I love her
And I’m sorry ’bout the things I’ve done
The only place in town where I didn’t search
She looks so happy in her wedding dress
But she’s crying while she’s saying this
Twenty five minutes too late
Though you travelled so far boy I’m sorry you are
Twenty five minutes too late
Wishing be back to the time when we were more than
friends
The only place in town where I didn’t search
She looks so happy in her wedding dress
But she’s cried while she’s saying this
Twenty five minutes too late
Though you travelled so far boy I’m sorry you are
Twenty five minutes too late
Places where hungry hearts have nothing to eat
Inside my head
Still I can hear the words she said
🔹 Miss someone/something (دلتنگ کسی/چیزی شدن، از دست دادن چیزی)
✅ Boy I missed your kisses all the time.
(پسر، همیشه دلم برای بوسههایت تنگ میشد.)
🔹 مترادفها: long for, yearn for, feel nostalgic for
✅ I long for the good old days. (دلم برای روزهای خوب گذشته تنگ شده است.)
🔹 Against the wind (بر خلاف باد / در برابر سختیها و مشکلات)
✅ Against the wind I’m going home again.
(بر خلاف باد، دوباره به خانه میروم.)
🔹 مترادفها: facing challenges, struggling
✅ He always goes against the wind and never gives up.
(او همیشه در برابر سختیها میایستد و هرگز تسلیم نمیشود.)
🔹 Be back to (برگشتن به جایی یا حالتی)
✅ Wishing be back to the time when we were more than friends.
(آرزو میکنم که به زمانی برگردم که بیشتر از دوست بودیم.)
🔹 مترادفها: return to, go back to
✅ I want to go back to my childhood. (میخواهم به دوران کودکیام برگردم.)
🔹 Make up one’s mind (تصمیم گرفتن)
✅ After some time I’ve finally made up my mind.
(بعد از مدتی بالاخره تصمیمم را گرفتم.)
🔹 مترادفها: decide, settle on
✅ He finally made up his mind to quit his job. (بالاخره تصمیم گرفت که کارش را ترک کند.)
🔹 Search (جستجو کردن)
✅ I’m searching everywhere to find her again.
(دارم همه جا را جستجو میکنم تا دوباره او را پیدا کنم.)
🔹 مترادفها: look for, seek
✅ He is looking for his lost keys. (او دارد دنبال کلیدهای گمشدهاش میگردد.)